روضه امام سجاد(علیه السلام)
آندم که غصه های اسیری شروع شد
بهر جوان قافله پیری شروع شد
من یادگار "نحن اُسرای"نهضتم
من وارث "مقطع الاعضای" نهضتم
من دیده ام "مقطع الاعضا" چگونه بود
تشریح می کنم تن بابا چگونه بود
دست عزیز فاطمه از مُچ شکسته بود
بر روی سینه اش سگ کوفی نشسته بود
من دیده ام که کشته شده از قفا حسین
از تیر کوفه دیده هزاران جفا حسین
جسمی که نیزه ها همه بارانی اش کنند
رزّازی اَش کنند و ستورانی اَش کنند
عمری است حرف من شده"شیب الخضیب" و بس
آئینه ام ، نظر سوی"خد التریب" و بس
وقتی ز غصه قافله در سوز و آه بود
راه عبور از وسط قتلگاه بود
پائیزِ ا
برچسب: سجادعلیه,
نویسنده: رادین پارسامنش
تاريخ: يکشنبه
12 آذر
1396 ساعت: 16:47